مرضيه محمدزاده
1320
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
عاشورا راز حبّ ازلى است درافشايى شكوهمند . . . عاشورا قتلگاه اشباح توحيد است ، در مصاف تجسّم شرك . . . عاشورا تبلور شكوهزاد جاودانگى حق است ، در تباهستان نابود باطل . . . عاشورا نماز شب يازدهم است ، در سكوت خروشان خيمههاى سوزان . . . عاشورا هشدار خونين حسينيّههاست . در معبر اقوام . . . عاشورا رمز بقاى دين اسلام است و برقرارى آيين حق ( حسين منّى و أنا من حسين ) عاشورا خروش تندرآساى « عدل » است ، در كلّيّت ناچيز كاخ دمشق ، و سپس كلّيّت ناچيز همهى كاخها و قدرتها . . . عاشورا نفى همهى ستمها و پليدىها و پستىها و فجورها و ظلمها و حق كشيهاست ، به هر نام و در هر عملكرد . . . عاشورا فريادگستر انسانهاى مظلوم است ، در همهى تاريخ . . . عاشورا غمگسار سترگ يتيمان و كوخنشينان است ، در هر جاى زمين . . . عاشورا دست نوازش انسانيّت است ، بر سر بىپناهان . . . عاشورا رواق سرخ حماسه است ، در تاريكستان سياهى و بيداد . . . عاشورا قلب تپنده دادخواهان است ، در محكمهى بشريّت . . . عاشورا طنين بلند پيروزى است ، در گوش آباديها . . . عاشورا شهادتى است تابيده ، بر چكادهاى افراشتهى پيروزى . . . عاشورا « رسالتى » است بزرگ ، بر دوش « اسارتى » رهايىبخش . . . عاشورا خروش طنين افكن آزادگى است ، در زندگى . . . عاشورا زنده كنندهى اسلام است ، و اسلام زنده شدهى عاشورا . . . عاشورا بانگ رساى همهى انسانهاست ، در همهى تاريخ ، از همهى حنجرههاى پاك خدايى . . . عاشورا آبروى نمازگزاران است و عزّت مسلمانان . . . و سرانجام ، عاشورا ركن كعبه است ، و پايهى قبله ، و عماد امّت ، و حيات قرآن ، و روح نماز ، و بقاى حج ، و صفاى صفا و مروه ، و جان مشعر و منى . . . و عاشورا ، هديهى اسلام است به بشريّت و تاريخ . . . آرى ، عاشورا ، از لحظهى آغازين خويش ، يعنى ترك « مكّه » در روز « ترويه » ( روز هشتم ماه ذيحجّه كه مسلمانان متوجّه مكّهى مكرّمهاند ، و هر كس امكانى دارد مىكوشد تا در حج شركت جويد ، بويژه مجاوران ) ، زلزلهاى خروشناك و گسترنده بود ، كه معيارها را دگرگون كرد ، و پرچم رسالتى بزرگ را برافراشت ، و مرزهاى صيانت قرآن را استوار گردانيد ، و بنياد جامعهى منحرف اسلامى آن روز را ( كه از سياست قرآنى و اقتصاد قرآنى و قضاوت قرآنى و عدالت قرآنى و تربيت و اخلاق قرآنى ، دور افتاده بود ، و خصلتهاى جاهليّت از نو در آن زنده شده بود ، و تبعيض و تفاوت در آن حضور داشت ، و سستى و مردگى بر آن حكومت مىكرد ) ، به لرزه درآورد . . . عاشورا حاكميّت ضدّ قرآنى دربار دمشق را مطرود اعلام نمود . افكار تحذير شده را به خود آورد . آن دسته از اصحاب پيامبر ( ص ) و عالمان و محدّثان و بزرگان مسلمين را كه مىپنداشتند در برابر اوضاع انحرافى جامعهى اسلامى هيچ تكليفى ندارند محكوم كرد . زهد پيشگان صوفى مشرب را ( كه محصول نفوذ فرهنگهاى بيگانه در اسلام و - اغلب